تبلیغات
خرافات دینی - اجتماعی - خرافات، خارج از دین است
خرافات دینی - اجتماعی
شناخت حقیقت از خرافات
پنجشنبه 11 فروردین 1390

خرافات، خارج از دین است

پنجشنبه 11 فروردین 1390

نوع مطلب :
نویسنده :خادم المهدی

خرافات، خارج از دین است


خرافات، جمع خرافه، به معنای عادات و عقایدی است که برخلاف عقل و منطق و علم باشد و با موازین شریعتْ سازگار نباشد. خرافات و اوهام، مانعی برای رشد خرد و اندیشه انسان‌ها به حساب می‌ایند و باعث دوری آنها از مسیر سعادت و کمال می‌شوند. بسیاری از ستمگران تاریخ برای تحکیم قدرتشان، از طریق ترویج خرافات بین مردم، اهداف خود را دنبال می‌کردند، آنها می‌دانستند تسلّط بر مردمی که به جای عقل، دنباله‌روی اوهام و خرافات هستند، آسان‌تر است. امّا پیامبر اعظم(ص) با هدایت مردم، آنها را به سلاح ایمان و عقل و منطق تجهیز کرد تا خرافات را از معنویت، و اوهام را از واقعیات باز شناسند. دین اسلام، غل و زنجیرهای خرافات و موهومات را از دست و پای اندیشه و عقل مردم برداشت.1

خرافات، خارج از دین است


خرافات، جمع خرافه، به معنای عادات و عقایدی است که برخلاف عقل و منطق و علم باشد و با موازین شریعتْ سازگار نباشد. خرافات و اوهام، مانعی برای رشد خرد و اندیشه انسان‌ها به حساب می‌ایند و باعث دوری آنها از مسیر سعادت و کمال می‌شوند. بسیاری از ستمگران تاریخ برای تحکیم قدرتشان، از طریق ترویج خرافات بین مردم، اهداف خود را دنبال می‌کردند، آنها می‌دانستند تسلّط بر مردمی که به جای عقل، دنباله‌روی اوهام و خرافات هستند، آسان‌تر است. امّا پیامبر اعظم(ص) با هدایت مردم، آنها را به سلاح ایمان و عقل و منطق تجهیز کرد تا خرافات را از معنویت، و اوهام را از واقعیات باز شناسند. دین اسلام، غل و زنجیرهای خرافات و موهومات را از دست و پای اندیشه و عقل مردم برداشت.1

گزارش این شماره از نشریه، به موضوع «خرافات» اختصاص دارد. می‌خواهیم بدانیم این موضوع تا چه حد، گریبانگیر افراد جامعه اسلامی ماست؟ و این که مرز بین معنویت و خرافات کجاست؟

چند دقیقه‌ای بود که از دور، نگاهش می‌کردم؛ ولی تردید داشتم که جلو بروم یا نه. پسرک ده یا دوازده ساله، با چشمان درشت روشنش - که هیچ تناسبی با چهره آفتاب‌سوخته و پوستِ قهوه‌ای رنگش نداشت - به عابرانی که از جلوی پارک عبور می‌کردند، چشم دوخته بود و از آنها می‌خواست که فال‌هایش را بخرند. عاقبت، توجّهش به سمت من جلب شد.

- خانم، فال می‌خوای؟

با تردید گفتم: باشه یکی بده.

- فال دویست تومانی، خیلی بهتره! البته صد تومانی و صد و پنجاه تومانی هم داریم.

- یکی از همون فال‌هایی که می‌گی بهتره رو بده.

خوش‌حال شد، پرنده‌اش را به پاکت‌های فال نزدیک کرد و پرنده، یکی از فال‌ها را برداشت و پسرک، آن را گرفت و به من داد. در حال پرداختن پول فالم بودم که یک خانم مسن، با قیافه‌ای متین و موقّر، به سمت ما آمد و از پسر، تقاضای دو فال کرد. بعد از خریدن فال‌هایش می‌خواست برود که از او پرسیدم: شما به فالْ اعتقاد دارید؟

گفت: «نه خیلی». گفتم: اگر نه، پس چرا دو پاکت فال خریدید؟

نگاه پرسشگر و چهره متعجّبش را که دیدم، فهمیدم که باز هم فراموش کرده‌ام خودم را معرّفی کنم. قبل از این که جواب سؤالم را بدهد، خودم را معرّفی کردم و در مورد موضوع گزارشم توضیح دادم. بعد گفتم: شما فکر نمی‌کنید فال هم نوعی خرافات باشد؟ گفت: «خانم خبرنگار، شما خودت هم که فال خریدی!».

کمی جا خوردم و گفتم: درست است. کنجکاو شده بودم که ببینم در این فال‌ها چه چیزی نوشته که بعضی از مردم به آن علاقه دارند. گفت: «اگر حقیقتش را بخواهید، من هم اعتقاد چندانی به این چیزها ندارم و فکر می‌کنم خرافات‌اند؛ ولی از شما چه پنهان، مشکلات زندگی، گاهی آن قدر آزاردهنده و غیر قابل تحمّل می‌شوند که آدم برای رهایی از فشار عصبی ناشی از آنها، به این خرافات روی می‌آورد، به امید این که کلماتی امید بخش در آنها بخواند و به اینده، امیدوارتر شود».

گفتم: چرا دو تا فال خریدید؟ گفت: «به نیت دو فرزندم. یک پسر و یک دختر دارم که هر کدام، مشکلاتی دارند و خیالم از بابت هیچ کدامشان راحت نیست. اینها را خریدم تا شاید با خواندنشان دلخوشی پیدا کنم و بتوانم این دلخوشی را به آنها هم منتقل کنم».

سپس ادامه داد: «من معلّم بازنشسته هستم. همیشه سعی کرده‌ام شاگردانم و فرزندانم را به اینده امیدوار کنم؛ ولی گاهی خودم هم فکر می‌کنم به اینده، هیچ امیدی نیست».

از خانم «ف» خداحافظی کردم و داخل پارک رفتم. روی نیمکتی نشستم، حالا فرصتی بود که فالم را بخوانم. نوشته بود: «زنی بلند بالا و چشم سبز، توطئه‌ای خطرناک علیه تو کرده و باید خیلی مواظب خودت باشی و در آخر، پیروزی از آنِ توست». به ناگاه، چهره عمّه‌ام با آن چشمان سبز رنگش را مجسّم کردم و از این تصوّر که او علیه من توطئه کرده باشد، حسابی با خودم خندیدم. کمی دورتر از من، پسر جوانی با تلفن همراهش مشغول صحبت کردن بود. حرف‌هایش که تمام شد، به سمت او رفتم و پس از توضیحات لازم، سؤالم را مطرح کردم.

علی باقر دوست، 21 ساله و دانشجوی رشته علوم سیاسی در این باره گفت: البته در زمان ما خرافات نسبت به گذشته، خیلی کم‌رنگ‌تر شده، ولی نمی‌توان گفت که از بین رفته است. خرافات، از زمان‌های بسیار قدیم وجود داشته و هنوز هم هست. پیامبر اسلام(ص) با خرافات، به شدّت مخالف بود و به طور غیر مستقیم، با آن مبارزه می‌کرد. پیامبر(ص) در این مبارزه، از شیوه‌های خشن استفاده نمی‌کرد، بلکه با آگاهی دادن به مردم و بدون شوک وارد کردن بر آنها، اعتقادات خود را بیان می‌کرد. به عنوان نمونه، زمانی که مردم، دلیل خورشید‌گرفتگی را به فوت فرزند پیامبر(ص) نسبت دادند، ایشان این موضوع را رد کرده و آن را خرافه دانستند و کسوف را امری طبیعی و از ایات الهی بیان کردند. وی، اسلام را دینی پیشرفته می‌داند که اجرای صحیح دستورهای آن، دوری از همه نوع خرافات و رسیدن به معنویتی خالص و سالم را به دنبال دارد.

کمی دورتر، روی نیمکتی زن و شوهر جوانی نشسته بودند. کنارشان رفتم و بعد از معرفی خودم، نظر آنها را در مورد خرافات و این که جامعه ما چه قدر درگیر خرافات است پرسیدم.

آقای وطن خواه1، 27 ساله با تحصیلات حوزوی گفت: ابتدا باید مرز بین خرافات و واقعیت را شناخت. برخی از انسان‌ها همه امور ماورای طبیعت را خرافه می‌دانند. حتی در غرب، افرادی هستند که دینداری و اعتقاد به زندگی پس از مرگ و وجود روح و خدا را خرافات می‌دانند. اینها افراد علم‌زده‌ای هستند که به علم اندک بشر امروزی در علوم طبیعی، مغرور شده‌اند، در مقابل قدرت خدا، سرکش و طغیانگر شده، و آن را باور نمی‌کنند. در واقع، اینها هرگونه معنویتی را خرافات می‌دانند، ولی از طرف دیگر باید بپذیریم که برخی از دینداران هم از آن طرفِ بام افتاده‌اند و دین را با خرافات، مخلوط کرده اند. از آن جمله شاید بتوان از مداحی‌های افراطی‌ای که ائمه را موجوداتی فرا انسانی و عجیب و غریب و افسانه‌ای معرفی می‌کنند، نام بُرد که اینها همه خرافاتی هستند که در دینْ داخل شده‌اند.

همسر آقای وطن خواه هم در این باره می‌گوید: به نظر من در جامعه ما هم مثل هر جامعه دیگری، افراد خرافاتی وجود دارند؛ ولی تعدادشان آن قدر زیاد نیست که این را یک معضل بدانیم.

او ادامه می‌دهد: البته مسائل پذیرفته شده‌ای هم هستند که ممکن است کسانی که خود را روشن‌فکر می‌دانند، آنها را خرافات بدانند؛ ولی واقعیت دارند، مثلاً چشم زخم و سِحر و جادو واقعیت دارند؛ ولی بعضی‌ها ممکن است آن را خرافات بدانند، در حالی که من در زندگی شخصی خودم با چند نمونه از این موارد، برخورد داشته‌ام و حقیقی بودن آنها به من اثبات شده است.

حرف‌های خانم آقای وطن‌خواه مرا به یاد حرف‌های دوستم انداخت. دیروز، وقتی موضوع گزارش این شماره از مجله را با یکی از دوستانم - که نام مستعارش فرشته محقق است - ، در میان گذاشتم، او که خود از خبرنگاران جوان است در این باره گفت: من انسانی خرافاتی نیستم، ولی یک چیزهایی هم هستند که از دوران کودکی برایم تبدیل به باورهایی شده که به آنها معتقدم. اگر چه ممکن است دیگران آنها را خرافات بدانند.

وقتی از او خواستم که بیشتر توضیح بدهد گفت: مثلاً این که هر وقت عطسه می‌کنم، کاری که قرار است انجام دهم را به تأخیر می‌اندازم؛ چون به تجربه، به من ثابت شده است که هر وقت به این موضوع اهمیت نداده‌ام، دچار مشکل شده و ضرر کرده‌ام. یا مثلاً این که نگه داشتن کبوتر چاهی در خانه، بد یمن است و باعث به هم ریختن زندگی صاحب‌خانه می‌شود. این موضوع هم به من اثبات شده؛ چون چند سال پیش، کبوتری در خانه داشتیم که تلف شد و یکی دو روز بعد از آن، برادر هفت ساله‌ام نیز فوت کرد.

فرشته ادامه داد: البته گاهی مردم، مرز بین خرافات و معنویت را گم می‌کنند، ولی بیشتر خرافه‌هایی که در جامعه رایج می‌شوند، عمر کوتاهی دارند و ماندگار نیستند؛ ولی امور معنوی و مذهبی، چون سرچشمه الهی دارند، ماندنی‌اند و منحصر به مکان و زمان خاصی نیستند.

از پارک خارج شدم، در حالی که هنوز به معلّمی فکر می‌کردم که می‌خواهد به وسیله چند پاکت فال، به خود و فرزندانش روحیه و امید بدهد.

به راستی، سرچشمه خرافات چیست و چگونه می‌شود مرز بین معنویت و خرافات را تشخیص داد؟

حجه الإسلام عباس الهی، کارشناس ارشد معارف و تفسیر علوم قرآنی و از اساتید مدرسه امام خمینی و دانشکده علوم قرآنی، در این باره می‌گوید:

اولین مرز بین معنویت و خرافات، ارزشمندی معنویات و ضد ارزش بودن خرافات است. درباره حقیقت ماهیت انسان، دو نظریه وجود دارد:

1 . نظریه الهیون یا روحیون که انسان را حقیقتی مرکّب از جسم و روح دانسته و روح انسان را جاویدان و فناناپذیر می‌دانند که این نظریه، با اسلام هم مطابقت دارد؛

2 . نظریه مادیون که انسان را جسمی نابود شدنی می‌دانند و به روح معتقد نیستند.

با توجّه به این که در مورد شخصیت انسان، اختلاف نظرهایی بین این دو گروه وجود دارد، امّا هر دو گروه در این مورد، اتفاق نظر دارند که اموری غیرمادی به نام «معنویات» وجود دارند که به انسان، ارزش و شخصیت می‌دهند و تفاوت بین انسان و حیوان را باعث می‌شوند.

امور معنوی، همان ارزش‌های انسانی و اعتقادات صحیحی مانند توحید، عدالت، ایثار، خدمت به خلق و ... هستند. در برابر این امور، یک سری ضد ارزش و خرافات هم وجود دارند.

مرز دیگری که می‌توان بین معنویت و خرافات قائل بود، واقعی بودن معنویات و غیر واقعی بودن خرافات است. انسان باید مطالب را همان گونه که هستند درک کند و حبّ و بغض‌ها و پندارهای خود‌ساخته، نباید مانع از درک واقعیات شوند.

در میان قبایل عرب حجاز، خرافات زیادی رایج بود، از آن جمله، مرسوم بود که پسرخوانده همه احکام پسر را داشت و ازدواج با همسر طلاق داده‌اش را حرام می‌دانستند؛ ولی پیامبر، بدون ترس از حرف و حدیث‌ها به امر خداوند عمل کرد و با همسر زید (پسرخوانده‌اش) ازدواج کرد2 و به این ترتیب، یک سنّت غلط جاهلی شکسته شد.

حاج آقای الهی، تلقین، تبلیغات، ترس و جهل را از عوامل گرایش به خرافات می‌داند و می‌گوید: عده‌ای با تبلیغات وسیع و تلقین به مردم و بر اساس اهداف و منافع خود، موجب انتشار خرافات در جوامع می‌شوند، عده‌ای هم از روی ترس، باوری غلط را می‌پذیرند (مثل کودکی که از تاریکی می‌ترسد).

گاهی هم از روی جهل و ناآگاهی، به چیزی اعتقاد پیدا می‌کنند، مثلاً منشأ سیل و زلزله و خورشیدگرفتگی را نمی‌دانند؛ در نتیجه، آن را به اتفاق دیگری ربط می‌دهند مثل زمان پیامبر، که گمان می‌کردند علت خورشیدگرفتگی، فوت فرزند پیامبر است.

گاهی هم از یک اتفاق جزئی، یک نتیجه‌گیری کلی می‌کنند، مثلاً چهارشنبه، کیف پولشان را گم می‌کنند و از آن به بعد، چهارشنبه‌ها را نحس می‌دانند.

برای شناخت ارزش‌ها از ضد ارزش‌ها و یافتن مرز بین واقعیت و دروغ، لازم است سطح علم و آگاهی خویش را افزایش دهیم. این امر، با شناخت نسبت به مسائل و دستورهای دینی حاصل می‌شود. مهم‌ترین عامل شناخت، کسب معرفت و ایمان به خدا و پیروی از قرآن و روایات است. وجود ما باعث شومی و نحوست نیست. عطسه یا خواندن جغد، دلیل بر صبر کردن یا فال بد زدن نیست. اسلام، با این خرافات، مخالف است. علی(ع) نیز فال بد زدن را درست و حق نمی‌داند.3

پی‌نوشت‌ها

سوره اعراف، ایه 157.

سوره احزاب، ایه 37.

نهج البلاغه، خطبه 400.







كد نوحه

كد مداحی